چند سالی است که نوع مشاغل و درآمدزایی وارد مرحلهای جدید شده و درهای تازهای برای کسب درآمد باز کرده است. اگر بخواهیم کسبوکارها را به دو دسته کلی تقسیم کنیم، میتوان آنها را به دو گروه سنتی و مدرن دستهبندی کرد. کسبوکار سنتی به کسبوکاری اطلاق میشود که در آن، درآمد از طریق حضور فیزیکی و جذب مشتری به دست میآید. مانند مغازه هایی که در سطح شهر هر کدام به یک شغل مشغول هستند. در این مشاغل، تبلیغات معمولاً از طریق چاپ کارت ویزیت و تراکتهای کاغذی و فیزیکی انجام میشود. این مشاغل تقریبا ۹۰ درصد به صورت فیزیکی انجام می شود و آن چنان که باید فکر و اندیشه فرد را درگیر نمی کند. تقریبا تا همین یکی دو دهه اخیر دنیا و اکثر مشاغل به همین روال بود و روز به روز بر تعداد آن ها افزوده میشد و نهایت کار فکری این بود که صاحبان این کسب و کار فکری می کردند که چگونه در کارهای فیزیکی بتوانند گوی رقابت را را از دیگر کاسبان بدزدند.
اما پیشرفت علم و تکنولوژی تنها در علم پزشکی کاربرد نداشته است؛ بلکه کسبوکارها و نحوه درآمدزایی را نیز با تحولات شگرفی مواجه کرده است. کسب کارها مانند دیگر چیزهای که دستخوش تغییر بوده و با دگرگونی هایی همراه بوده و روش های جدیدی برای بدست آورن پول و کسب ثروت نیز ابداع شد. به این کسب و کارهای تازه وارد کسب و کار مدرن گفته می شود.باید توجه داشت که در این کسبوکارها، انسان بیشتر از طریق خلاقیت، اندیشه و ابتکار به کسب درآمد میپردازد. پس پایه اصلی این کسب و کار فکر و اندیشه انسان است.یکی از زیر مجموعه های این کسب و کار مدرن استارت آپ ها هستنن که تغییرات بسیار زیادی را ایجاد کرده اند.
مزایا و معایب
اما در ابتدا باید ببینیم که بین کسبوکارهای سنتی و مدرن، کدام یک مزایای بیشتری دارد. در کسب و کار سنتی تقریبا مجبور هستید از منزل تا محل کار بروید ساعت مشخصی را در مغازه بمانید که این خود نوعی فرسایش ارا ایجاد میکند البته نباید این نکته را در نطر بگیرید که می توانید راحت تر از مشاغل اداری به مرخصی بروید و جند روزی را در مسافرت بمانید. دیگر نکته ای که باید به آن توجه کنید که اگر محل قرار گیری مغازه شما مکان مناسبی باشد می توانید با تهیه یک جنس مقرون به صرفه و ارزان کسب سود بیشتری کنید و این به معنای پیشرفت شغلی است که هزاران در دیگر را برای شما می تواند باز کند.
از طرفی شما در طول مدتی که در یک مغازه مشغول به کار هستید مشتریان ثابتی را پیدا می کنید و هر روز به توجه به رفت و آمدی که در محل کار شما ایجا می شود بر تعداد این مشتریان نیز افزوده می شود.
حال به سراغ کسب و کار استارتاپی می رویم. این نوع مشاغل به علت تازگی و ناشناخته بودن در بین اکثریت جامعه راه درازی را دارند که بتوانند اعتماد عموم را به خود جلب کنند.که البته در این چند سال اخیر توانسته اند به موفقیت های بزرگی برسند و امروزه مردم بیشتری پذیرای این نو مشاغل هستند. یکی از مزایایی که کسبو کار استارتاپی دارند این است که شما می توانید آن را در یکی از اتاق های خانه تان نیز راه اندازی کنید و به راحتی و هر ساعتی که بخواهد به سراغ کار می روید و هر ساعت از شبانه روز آن را ترک میکنید.که البته اگر بخواهید به سرعت به نتیجه ای درست برسید باید باید برای خود برنامه ای منظم داشته باشید و همورا در تلاش باشید.
در این مشاغل ذهن و اندیشه شما بیشتر از فیزیک بدنیتان درگیر می شود. در این کسب و کارها درست است که تلاش می کنید که به یک سود اقتصاد درست دست پیدا کنید ولی هدف اصلی برطرف کردن موانع و نیازهای یکی جامعه و آسان تر کردن کارهای دیگر است. مثال اگر یک برنامه نویس باشید می توانید با دانش خود برنامهای برای انتقال پول از طریق تلفت همراه بنویسید و به دیگران را از رفتن به بانک و تلف کردن وقتشان در آنجا بی نیاز کنید که این خدمت ارزنده ای به یک جامعه است. یا یک برنامه ای را طراحی کنید که سفارش غذای خود را به راحتی در آن ثبت کنند تا در ساعتی مشخص آن را دریافت کنند و از رفتن به رستوران پرهیز کنند با این کار به افراد کمک می کنید تا در کوته مدت و بدون صرف انرژی غذای دلخواه خود را دریافت کنند یا برنامه های دیگری مانند مسیریاب را زراحی کنید تا بجای ماندند در ترافیک و طی کردن یک مسیر طولانی به راحتی و در کنرین زمان ممکن به مقصد برد و با این کار بار ترافیکی شهر را نیز کم کرده اید. در یک جمله اگر بخواهیم استارت آپ را به طور خلاصه و روان بگوییم این است که با این استارت آپ ها می توانند در یک لحظه به هزاران نفر در سراسر جهان خدمات بدهند.
اما باید برای این کارها به گونهای عمل کرد که در کوتاهترین زمان محبوبیت زیادی در جامعه کسب کنند. البته این خطر همیشه در ذات یک استارتاپ وجود دارد: نرسیدن به جایگاهی که در ذهن سازنده آن شکل گرفته است و داشتن جایگاه تجاری پایین. این ریسک پذیری نسبت به کسب و کارهای سنتی بیشتر است. در این کسب و کار باید فردی خلاق باشید و ایده های نوی زیادی در ذهن شما شکل بگیرد و ذهنی پویا در تحلیل نیازهای جامعه داشته باشید، چرا که اگر به اندازه کافی از تازگی برخوردار نباشد با شکست مواجه می شوید. طبق آمار جهانی، از هر ۱۰ استارتاپ، ۹ استارتاپ موفق نمیشوند. این به معنای آن است که احتمال ۹۰ درصدی شکست در این نوع کسبوکارها وجود دارد. بنابراین، باید از هوش و ذکاوت بالا در این زمینه برخوردار بود و در کنار آن، فردی سختکوش و مقاوم باشید.
source