Wp Header Logo 1193.png

گروه فرهنگ و هنر «سدید»؛ هانیه شجاعی‌زند: یکی از شگفتی‌های جشنواره امسال، بهترین فیلم انتخاب شده از نگاه تماشاگران بود؛ آن هم درحالی‌که برای نخستین‌بار، فیلم‌های کمدی تجاری به جشنواره راه یافتند؛ کمدی‌هایی که این روزها در گیشه موفق ظاهر شده‌اند. بسیاری انتظار داشتند که یکی از این آثار، سیمرغ مردمی را از آن خود کند؛ اما برخلاف پیش‌بینی‌ها، نه‌تنها فیلم‌های کمدی موفق به جلب نظر مخاطبان نشدند، بلکه حتی در میان ۱۵ اثر منتخب از ۳۶ فیلم حاضر در جشنواره نیز جای نگرفتند.

اما غافلگیری بزرگ زمانی رقم خورد که پس از مدت‌ها یک فیلم در ژانر دفاع مقدس توانست نظر مخاطبان را جلب کند و سیمرغ بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را به دست آورد. البته پس از اعلام برنده سیمرغ بهترین فیلم از نگاه مردم در جشنواره فیلم فجر، برخی از خبرگزاری‌ها و رسانه‌ها به این موضوع واکنش نشان دادند و از آن انتقاد کردند. این رسانه‌ها انتخاب این اثر از سوی مردم را غیرمنصفانه خواندند و با طرح سؤالی شبهه‌برانگیز پرسیدند: «چگونه ممکن است فیلمی که هیچ جایزه‌ای از داوران دریافت نکرده، بتواند نظر تماشاگران را جلب کند؟»

انتقادها تنها به این رسانه‌ها محدود نشد و سایت‌های دیگری نیز به این شبهه دامن زدند. برخی حتی با مطرح‌کردن احتمال وقوع تقلب در این فرایند، اعتبار جوایز جشنواره را نیز زیر سؤال بردند. بااین‌حال، نکته‌ای که نباید نادیده گرفت این است که در همین جشنواره، فیلمی با موضوع دفاع مقدس توانست سیمرغ بهترین فیلم را از آن خود کند. این موضوع می‌تواند حاکی از نگاه منصفانه و شفاف مدیران این دوره جشنواره باشد؛ دوره‌ای که با تأکید بر حمایت از فیلمسازان مستقل، شرایطی فراهم کرد که حتی بسیاری از فیلم‌های توقیفی نیز فرصت حضور در جشنواره را پیدا کردند و فیلم‌های تجاری نیز به دعوت دبیران جشنواره به رقابت راه یافتند. از این رو، شبهه‌افکنی درباره تقلب در انتخاب فیلم «پیش‌مرگ»، بیشتر بهانه‌ای برای زیرسؤال‌بردن انتخاب مردم به نظر می‌رسد؛ تلاشی که در نهایت، نظام ادعایی دموکراسی سالاری را به چالش می‌کشد.

چرا در شرایطی که فیلم‌های اجتماعی و طنز متعددی در جشنواره حضور داشتند، یک فیلم دفاع مقدسی توانسته است سیمرغ مردمی را از آن خود کند؟ و مهم‌تر از آن، چه کسی و چگونه می‌تواند این فاصله و شکاف میان سلیقه مردم و جریان اصلی سینما را پر کند؟

اما سؤال اصلی که در این میان مطرح می‌شود، به شناخت نیازهای واقعی مخاطبان سینما برمی‌گردد. به نظر می‌رسد که عدم درک صحیح از ذائقه امروز تماشاگران، فضایی پرتنش و حاشیه‌ای در پی این انتخاب ایجاد کرده است. اینکه چرا در شرایطی که فیلم‌های اجتماعی و طنز متعددی در جشنواره حضور داشتند، یک فیلم دفاع مقدسی توانسته است سیمرغ مردمی را از آن خود کند؟ و مهم‌تر از آن، چه کسی و چگونه می‌تواند این فاصله و شکاف میان سلیقه مردم و جریان اصلی سینما را پر کند؟

آیا واقعاً ذائقه مخاطبان به تماشای فیلم‌های کمدی محدود شده یا کمبود فیلم‌های باکیفیت در سایر ژانرها، باعث استقبال گسترده از آثار کمدی شده است؟ انتخاب «پیش‌مرگ» نشان داد که تماشاگران جشنواره، در مواجهه با فیلم‌های جدی و پرمحتوا نیز واکنش مثبتی نشان می‌دهند. در ادامه با بررسی ابعاد مختلف این انتخاب، به نقد و بررسی فیلم «پیش‌مرگ» خواهیم پرداخت.

 

احیای قهرمان در سینمای ایران

فیلم پیش‌مرگ ساخته «علی غفاری»، تلاشی در ژانر اکشن – تاریخی برای روایت زندگی شهید «سعید قهاری» و نقش او در تحولات کردستان پس از جنگ ایران و عراق است. این فیلم علی‌رغم برخی کاستی‌های روایی، توانسته عنصر مهمی را که سال‌ها در سینمای ایران غایب بود، احیا کند: قهرمانی که مخاطب با او هم‌زاد پنداری کند.

 

قهرمانی که مخاطب را درگیر خود می‌کند

یکی از نقاط قوت پیش‌مرگ این است که تماشاگر را تنها یک نظاره‌گر باقی نمی‌گذارد. فیلم، شخصیت سعید قهاری را به‌گونه‌ای معرفی می‌کند که حس کنجکاوی مخاطب را برمی‌انگیزد. این کنجکاوی صرفاً به سرنوشت داستان محدود نمی‌شود، بلکه تا جایی پیش می‌رود که مخاطب می‌خواهد قهرمان را بشناسد.

یکی از نقاط قوت پیش‌مرگ این است که تماشاگر را تنها یک نظاره‌گر باقی نمی‌گذارد. فیلم، شخصیت سعید قهاری را به‌گونه‌ای معرفی می‌کند که حس کنجکاوی مخاطب را برمی‌انگیزد. این کنجکاوی صرفاً به سرنوشت داستان محدود نمی‌شود، بلکه تا جایی پیش می‌رود که مخاطب می‌خواهد قهرمان را بشناسد، زندگی او را دنبال کند و حتی در ارزش‌های او شریک شود. این همان تأثیری است که یک فیلم قهرمان‌محور موفق می‌تواند بر تماشاگر بگذارد: الهام‌بخشی.

در سینمای سال‌های اخیر، کمتر اثری توانسته چنین ارتباطی بین شخصیت اصلی و مخاطب برقرار کند. اما پیش‌مرگ با نمایش اراده، ایثار و مقاومت قهرمان خود، حس «خواستن» را در تماشاگر زنده می‌کند. تماشاگر با خود می‌گوید: «من هم می‌توانم سعید قهاری باشم.» این تجربه‌ای است که در بسیاری از فیلم‌های اکشن و قهرمان‌محور جهان دیده‌ایم، اما در سینمای ایران، نمونه‌های موفق آن انگشت‌شمارند.

 

تعلیق و نقطه اوج آمادگی برای لحظه قهرمانی

پیش‌مرگ از نظر روایی، ساختاری دارد که در آن تعلیق به‌خوبی حفظ می‌شود. هر لحظه امکان وقوع یک حادثه وجود دارد و این حس، مخاطب را درگیر تماشای فیلم نگه می‌دارد. در طول ۱۱۰ دقیقه، فیلم به‌تدریج مخاطب را برای نقطه اوج داستان آماده می‌کند؛ لحظه‌ای که قهرمان، تمام چیزی را که برای آن تلاش کرده محقق می‌سازد. این روند، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک فیلم اکشن مؤثر است و پیش‌مرگ توانسته در این زمینه موفق عمل کند. شخصیت اول فیلم پیش‌مرگ برعکس بسیاری از قهرمانان امروز سینمای ایران، منفعل، شکست‌خورده و سرخورده نیست. پیش‌مرگ با ارائه تصویر یک قهرمان که توانایی تصمیم‌گیری و مقاومت دارد، نوعی امید و انگیزه را در تماشاگر احیا می‌کند.

 

بازآفرینی قهرمان در پیش‌مرگ با نگاه به نسل امروز

برخلاف رویکردهای کلاسیک که فرماندهان و نیروهای دفاع مقدس را در هیبت چهره‌هایی آرمانی و دست‌نیافتنی به تصویر می‌کشیدند، این فیلم تلاش می‌کند تصویری باورپذیرتر از شخصیت اصلی ارائه دهد. در اینجا قهرمان، نه‌تنها فردی بی‌نقص و مطلقاً آرمانی نیست، بلکه درعین‌حال به دام چهره‌ای خاکستری و تردیدآمیز نیز نمی‌افتد.

فیلم پیش‌مرگ با محوریت نگاه به نسل پس از جنگ، بازتاب‌دهنده دغدغه‌های میان نسلی است و تلاش دارد تا بازنمایی جدیدی از قهرمان را در سینمای ایران داشته باشد. این تحول بیش از هر چیز، نتیجه فاصله‌گرفتن نسل‌های جدید از تصویر کلاسیک و قدسی قهرمانان جنگ است. اما پیش‌مرگ تنها در بازنمایی یک قهرمان زمینی‌تر متوقف نمی‌شود؛ بلکه با این نقد که چگونه بازنمایی قهرمان جنگ در سینمای ایران از یک الگوی قدسی به شخصیتی خاکستری و انسانی تغییر کرده است، مفهوم قهرمانی را بازآفرینی می‌کند. این تغییر معمولاً نتیجه تنش میان ایدئولوژی رسمی، تجربه‌های تاریخی و نگاه‌های نسل‌های جدید است. برخلاف رویکردهای کلاسیک که فرماندهان و نیروهای دفاع مقدس را در هیبت چهره‌هایی آرمانی و دست‌نیافتنی به تصویر می‌کشیدند، این فیلم تلاش می‌کند تصویری باورپذیرتر از شخصیت اصلی ارائه دهد. در اینجا قهرمان، نه‌تنها فردی بی‌نقص و مطلقاً آرمانی نیست، بلکه درعین‌حال به دام چهره‌ای خاکستری و تردیدآمیز نیز نمی‌افتد. این ظرافت در طراحی شخصیت، یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت فیلم در برقراری ارتباط با مخاطب است.

 

شکاف میان عرضه و تقاضا در سینمای ایران

یکی از مهم‌ترین عوامل استقبال از پیش‌مرگ، شکاف عمیقی است که در سال‌های اخیر میان سلیقه مخاطب و محصولات سینمای ایران شکل‌گرفته است. در شرایطی که سینمای ایران عمدتاً به سمت درام‌های اجتماعی تلخ و کمدی‌های تجاری سوق پیدا کرده، مخاطبان از فیلم‌هایی که روایت‌های حماسی و پرتعلیق ارائه می‌کنند، محروم مانده‌اند. پیش‌مرگ با ترکیب درامی جنگی و اکشن استاندارد، به این نیاز پاسخ داده و خلأ موجود در سینمای جریان اصلی را پرکرده است.

 

نقدی بر واقع‌گرایی در سکانس‌های پایانی «پیش‌مرگ»

برخی منتقدان بر این باورند که سکانس پایانی فیلم که شامل کشاکش میان ربایش هلی‌کوپتر و نیروهای بعثی است، فیلم را از واقع‌گرایی دور می‌کند و آن را در خلق اکشن مورد نظر، غیراستاندارد می‌دانند.

برخی منتقدان بر این باورند که سکانس پایانی فیلم که شامل کشاکش میان ربایش هلی‌کوپتر و نیروهای بعثی است، فیلم را از واقع‌گرایی دور می‌کند و آن را در خلق اکشن مورد نظر، غیراستاندارد می‌دانند. سکانس‌های پایانی پیش‌مرگ نشان‌دهنده رویکردی است که در اکشن‌های مدرن رایج شده است: فاصله‌گرفتن از منطق واقع‌گرایانه برای حفظ قهرمان. در این فیلم، با اینکه روایت اولیه بر پایه واقع‌گرایی بنا شده، در لحظات حساس پایانی، شخصیت اصلی از مهلکه‌هایی جان سالم به در می‌برد که در دنیای واقعی امکان‌پذیر نیست. این انتخاب شاید از منظر سینمای کلاسیک ضعف تلقی شود، اما در میان مخاطبان امروزی که با قهرمانان شکست‌ناپذیر دنیای «مارول» آشنا هستند، کارکردی متفاوت دارد.

فیلم از ابتدا شخصیت اصلی را به‌عنوان فردی شجاع و بی‌باک معرفی می‌کند. در چنین چارچوبی، حتی زمانی که او از تیراندازی‌های مستقیم جان سالم به در می‌برد، تماشاگر چندان دچار عدم باورپذیری نمی‌شود؛ زیرا این ویژگی، بخشی از هویت قهرمان در ژانر اکشن مدرن است؛ بنابراین پیش‌مرگ اگر چه در بخش‌هایی از منطق روایی عبور می‌کند، اما در چارچوب انتظارات مخاطب امروزی همچنان اثرگذاری خود را حفظ می‌کند.

 

بازتعریفی نو از همسران شهدا

فیلم «پیش‌مرگ» به‌عنوان یکی از آثار برجسته امسال در ژانر دفاع مقدس، تصویری متفاوت و قابل‌تأمل از نقش زن در این دوره تاریخی ارائه داد. شخصیت همسر رزمنده در این فیلم، فراتر از کلیشه‌های مرسوم زنان در سینمای دفاع مقدس و حتی تاریخ معاصر ایران به تصویر کشیده شده است. هرچند این شخصیت در مرز ایده‌آل قرار نمی‌گیرد، اما توانست تعریف جذاب‌تر و واقع‌گرایانه‌تری از همسر شهیدان به تصویر بکشد.

این زن شهرستانی با علم و آگاهی کامل، زندگی در کنار همسر پاسدارش را پذیرفته بود؛ زندگی همراه با جابه‌جایی‌های مداوم، خطرات همیشگی و سختی‌های بسیار. در سینمای دفاع مقدس، غالباً شخصیت‌های زن یا به شکلی منفعل و صرفاً عاطفی ترسیم می‌شوند یا در حاشیه داستان قرار می‌گیرند؛ اما در «پیش‌مرگ»، این زن با حفظ هویت و نقش فعال خود به معنای واقعی یک پشتیبان بود.

در صحنه سفر به غرب کشور، نارضایتی بچه‌ها در برابر رضایت و درک مادر از شرایط، تضادی را به نمایش گذاشت که هوشمندانه طراحی شده بود. مادر با آرامش و صبر مثال‌زدنی خود توانست فرزندانش را همراه کند و این هم‌سویی در نهایت در سکانس پایانی فیلم به بلوغ رسید؛ جایی که بچه‌ها نیز با مادر همراه شدند و همبستگی خانوادگی به تصویر کشیده شد. تصویری که به دلیل نزدیکی واقع‌گرایانه‌تر به نقش واقعی زنان ایرانی – به‌خصوص همسران شهدا – توانست حس هم‌زاد پنداری بیشتری را در مخاطب ایجاد کند.

یکی از نقاط اوج فیلم، حمله به خانه پاسدار بود. در این سکانس، بازی ظریف و دقیق بازیگر زن در نقش مادر، تبلور واقعی یک زن ایرانی در شرایط بحرانی بود. او باوجود ترس و نگرانی، توانست کودکان را آرام کند و حتی حضور خود به همسرش نیز قوت قلب بخشید. این جزئیات در شخصیت‌پردازی، فیلم «پیش‌مرگ» را از دیگر آثار هم‌رده‌اش متمایز کرد.

علاوه بر شخصیت زن اصلی، زن کومله‌ای فیلم نیز با پرداختی ظریف همراه بود. او که ابتدا در کنار اعضای کومله قرار داشت، با پیروی از فطرت زنانه و حیای ذاتی‌اش، وقتی با حقیقت تلخ رفتار اعضای گروه مواجه شد، تصمیم گرفت به پاسدارها بپیوندد. در آثار سینمایی، زمانی که شخصیت منفی به جبهه خیر می‌پیوندد، این تغییر نه‌تنها ابزار روایی قدرتمندی است، بلکه تأییدی بر حقانیت نیروهای خیر محسوب می‌شود. این دگرگونی که با قوس شخصیتی عمیقی همراه است، نشان می‌دهد که خود شخصیت منفی نیز به مشروعیت ارزش‌های مثبت اذعان دارد.

این تحول علاوه بر پیچیدگی روایی، نوعی پیام اخلاقی دارد که مخاطب را به بازنگری در قضاوت‌هایش وامی‌دارد. همچنین حس برتر بودن و عزت را در مخاطب فوران می‌کند و حس قهرمان را در تماشاگر بیدار می‌سازد. برای مخاطبان حرفه‌ای سینما، چنین تغییری فراتر از یک گره‌گشایی ساده درام است و به‌عنوان بیانیه‌ای اخلاقی و فلسفی عمل می‌کند.

 

ضعف در پرداخت شخصیت‌های فرعی

یکی از چالش‌های رایج سینمای دفاع مقدس، افتادن در دام دیالوگ‌های کلیشه‌ای و شعارگونه است. پیش‌مرگ تا حد زیادی از این مسئله فاصله گرفته، اما در برخی سکانس‌ها همچنان ردپای دیالوگ‌هایی که بیش از حد مستقیم و بی‌واسطه به پیام فیلم می‌پردازند، دیده می‌شود.

درحالی‌که شخصیت اصلی فیلم به‌خوبی پرداخته شده، شخصیت‌های فرعی از عمق کافی برخوردار نیستند. به‌ویژه آنتاگونیست‌ها و نیروهای مقابل قهرمان، فاقد پیچیدگی و انگیزه‌های روشن هستند. این ضعف باعث شده که تضادهای روایی در برخی لحظات، قدرت کافی را نداشته باشند و درگیری‌های داستانی کمتر از حد انتظار تأثیرگذار باشند.

 

دیالوگ‌هایی که گاهی به شعارزدگی نزدیک می‌شوند

یکی از چالش‌های رایج سینمای دفاع مقدس، افتادن در دام دیالوگ‌های کلیشه‌ای و شعارگونه است. پیش‌مرگ تا حد زیادی از این مسئله فاصله گرفته، اما در برخی سکانس‌ها همچنان ردپای دیالوگ‌هایی که بیش از حد مستقیم و بی‌واسطه به پیام فیلم می‌پردازند، دیده می‌شود. این موضوع در لحظاتی از فیلم، از واقع‌گرایی آن کاسته و به فضا رنگ تبلیغاتی می‌بخشد.

 

غفلت از بسترهای تاریخی و اجتماعی عمیق

فیلم هرچند در بازنمایی شخصیت شهید قهاری موفق عمل کرده، اما در ارائه تصویری جامع از فضای اجتماعی و سیاسی کردستان پس از جنگ ایران و عراق، چندان عمیق نمی‌شود. درحالی‌که این دوره تاریخی ظرفیت بالایی برای پرداخت دراماتیک دارد، فیلم بیش از آنکه بر پیچیدگی‌های اجتماعی آن دوران تمرکز کند، بر لحظات حماسی و نبردها تأکید دارد.

فیلم پیش‌مرگ در بستر تاریخی و اجتماعی خود، داستان نسلی را روایت می‌کند که میان گذشته‌ای که در دوران دفاع مقدس در ابعاد مفاهیمش معنا می‌شد و آینده‌ای نامشخص سرگردان است. قهرمان فیلم، شخصیتی چندلایه و پیچیده دارد که میان خاطرات و تلاش برای یافتن جایگاهی در دنیای امروز در نوسان است. او نمادی از نسلی است که تجربه‌ای سخت و زنده را پشت سر گذاشته، اما اکنون در آستانه فراموشی قرار دارد.

 

پیش‌مرگ؛ یک نقطه عطف یا استثنا؟

سؤال کلیدی این است که آیا موفقیت پیش‌مرگ، نشان‌دهنده یک تحول پایدار در سینمای دفاع مقدس است، یا صرفاً یک استثنا در میان فیلم‌های جشنواره‌ای؟ به نظر می‌رسد که این موفقیت بیش از آنکه ناشی از تغییری بنیادین در رویکرد سینمای جنگی باشد، حاصل فقدان فیلم‌های رقیب در سایر ژانرها، پاسخ به نیاز مخاطب برای روایت‌های قهرمان‌محور و استفاده از زبان سینمایی استانداردتر در روایت جنگ است. با این حال، این فیلم نشان داد که سینمای دفاع مقدس، در صورت پرهیز از کلیشه‌ها و بازآفرینی شخصیت‌های باورپذیر، همچنان پتانسیل جذب مخاطب گسترده را دارد.

«غفاری» به‌عنوان فیلم‌سازی از نسل میانی، موفق شده است دیالکتیکی میان گذشته و حال ایجاد کند و تصویری از قهرمانی ارائه دهد که نه در اسطوره‌پردازی مطلق غرق می‌شود و نه از هویت خود فاصله می‌گیرد. این کار نسلی در سینمای دفاع مقدس، می‌تواند مسیری تازه برای روایت‌های آینده بگشاید؛ به‌شرط آنکه فیلم‌سازان بتوانند از افتادن در دام تکرار الگوهای موفق پیشین پرهیز کرده و رویکردی نوگرایانه‌تر اتخاذ کنند.

فیلم «پیش‌مرگ» به کارگردانی علی غفاری در جشنواره فیلم فجر توانست جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را دریافت کند. با این حال، فروش این فیلم در گیشه کمتر از حد انتظار بود. یکی از دلایل احتمالی این موضوع، تعداد کم سالن‌های سینمایی اختصاص‌یافته به این فیلم است. علی غفاری – کارگردان فیلم – از کمبود سانس‌های اکران این فیلم انتقاد کرده و اشاره کرده است که در حال حاضر حدود ۱۰۰ سینما به نمایش فیلم اختصاص دارد، اما این تعداد در مقایسه با سایر فیلم‌ها کم است.

ماجرای مافیای گیشه در سینمای ایران یکی از موضوعات بحث‌برانگیز و همواره مورد توجه اهالی سینما و رسانه‌هاست. گیشه سینما محلی است که فروش بلیت فیلم‌ها در آن ثبت می‌شود و موفقیت تجاری یک فیلم را نشان می‌دهد. با این حال، بسیاری معتقدند که همیشه کیفیت و جذابیت فیلم نیست که باعث فروش بالای آن می‌شود، بلکه عوامل پشت پرده و نفوذ برخی افراد و گروه‌ها در این موضوع نقش دارد. در این میان، سینماداران و پخش‌کنندگان بزرگ نقش تعیین‌کننده‌ای در تخصیص سانس‌ها دارند و می‌توانند به شکل مستقیم بر موفقیت یا شکست تجاری یک فیلم تأثیر بگذارند.

سانس‌های مهم مانند عصرگاهان و شب‌های آخر هفته، معمولاً بیشترین مخاطب را دارند و فیلم‌هایی که در این ساعات پخش می‌شوند، شانس بیشتری برای فروش بالا دارند. سینماداران می‌توانند این سانس‌ها را به فیلم‌های خاصی اختصاص دهند. در برخی سینماهای چندسالنی، یک فیلم ممکن است در چند سالن به‌صورت هم‌زمان نمایش داده شود، درحالی‌که به فیلم‌های دیگر فقط یک سالن کوچک اختصاص یابد. اگر یک فیلم به دلایل غیرشفاف فروش خوبی نداشته باشد، ممکن است به‌سرعت از جدول پخش کنار گذاشته شود، درحالی‌که فیلم‌های حمایت‌شده حتی با فروش متوسط نیز مدت‌ها روی پرده بمانند. برخی سینماداران با شرکت‌های پخش قراردادهایی دارند که بر اساس آن، ملزم به نمایش تعداد مشخصی از سانس‌ها برای فیلم‌های آن شرکت هستند.

از روش‌های مافیایی در کنترل گیشه می‌توان به خرید صوری بلیت‌ها اشاره کرد که گاهی برای نشان‌دادن فروش بالای یک فیلم، بلیت‌ها به‌صورت عمده توسط عوامل خود فیلم خریداری می‌شوند. همچنین نمایش فیلم در سانس‌های خالی برای ایجاد فضای بیشتر برای فیلم‌های خاص یا فشار به سینماداران مستقل برای اولویت‌دادن به فیلم‌های خاص، از دیگر شگردهاست. در نتیجه این شرایط، فیلم‌های مستقل و باکیفیت هنری، کمتر دیده می‌شوند، سلیقه مخاطب به سمت فیلم‌های تجاری و پاپ‌کورنی هدایت می‌شود و فرهنگ سینمایی و فرصت برای تنوع ژانرها کاهش می‌یابد.

در مورد فیلم «پیش‌مرگ»، علی‌رغم دریافت جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران که نشان‌دهنده محبوبیت فیلم است، کمبود سالن‌های سینمایی و سانس‌های اکران باعث شد این فیلم در رقابت با فیلم‌های دیگر به‌ویژه در ایام نوروز که رقابت بین فیلم‌ها زیاد است، کمتر دیده شود. موضوع انقلابی و دفاع مقدسی فیلم نیز باوجود داشتن مخاطبان خاص، به دلیل عدم دسترسی کافی به سالن‌ها و سانس‌های مناسب نتوانست فروش مورد انتظار را تجربه کند. این وضعیت در نهایت به ضرر فیلم‌سازان جوان و مستقل و حتی مخاطبان سینمای ایران تمام می‌شود. فیلم‌های ارزشمند و خلاقانه که بودجه و امکانات تبلیغاتی ندارند، کمتر دیده می‌شوند و این امر باعث می‌شود تا فضای سینما به سمت فیلم‌های سطحی و تجاری کشیده شود.

اصلاح این وضعیت نیازمند شفافیت بیشتر در نظام پخش و نمایش فیلم‌ها و ایجاد فرصت برابر برای همه آثار سینمایی است تا تماشاگران بتوانند بر اساس سلیقه و کیفیت واقعی، فیلم‌ها را انتخاب کنند. در غیر این صورت، این چرخه ناعادلانه به تضعیف سینمای مستقل و کاهش کیفیت فرهنگی و هنری تولیدات سینمایی خواهد انجامید.

/ انتهای پیام / 

source

rastannameh.ir

توسط rastannameh.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *