
اظهارات تند و تهدیدآمیز هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، علیه ایران نشان از جسارت تازه آنکارا در منطقه دارد. این در حالی است که واکنشهای ملایم و محافظهکارانه دستگاه دیپلماسی ایران نهتنها به مهار این تهدیدات کمکی نکرده، بلکه باعث ارسال سیگنال ضعف به دیگر بازیگران منطقهای شده است.
خبرگزاری آنا – مهدی لطیفی؛ اظهارات اخیر هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه در مصاحبه با الجزیره، از عجیبترین و در عین حال تهدیدآمیزترین مواضع یک مقام رسمی ترکیه علیه ایران بوده است. این سخنان بهطور مستقیم ایران را به حمایت از جریانهای تجزیهطلب داخلی متهم کرده و راهبردهای منطقهای تهران را تهدیدی برای منافع آنکارا دانسته است. اما نکتهای که بیش از خود این اظهارات مایه تعجب و البته نگرانی است، انفعال و رویکرد شتابزده دستگاه دیپلماسی کشورمان در واکنش به این گستاخی بیپرده بود. چنین انفعالی، نه فقط موجب خشنودی طرف ترکیهای، بلکه ارسال سیگنال ضعف به دیگر بازیگران منطقهای است که به وضوح پیامش چیزی جز دعوت به فشار بیشتر بر ایران نیست.
همانطور که برای بسیاری از تحلیلگران روشن است، ترکیه در سالهای اخیر با تغییر معادلات منطقهای به خصوص پس از درگیریهای سوریه و تسلط بر بخشهایی از این کشور، جایگاه تازهای برای خود تعریف کرده است. پیش از این نیز چنین بود که زمانی که ترکیه احساس قدرت نسبی بیشتری در تحولات منطقهای داشت، تلاش میکرد تا با تهدید مستقیم یا غیرمستقیم ایران، نقش خود را بهعنوان یک بازیگر برتر منطقهای تثبیت کند. اما اکنون، با سقوط تدریجی حکومت سوریه، آنکارا خود را در موضعی میبیند که میتواند آشکارا علیه ایران موضعگیری کند و حتی اتهاماتی بیاساس، اما بسیار خطرناک را مطرح کند.
جناب وزیر خارجه ترکیه در مصاحبه خود، بهگونهای سخن گفته است که گویی ایران تهدیدی نه فقط برای ترکیه، بلکه برای منطقه است. آنچه این سخنان را بیش از همه خطرناک میسازد، این است که آنها فقط برای مصرف داخلی ترکیه نیست و هدف بیشتری از جلب افکار عمومی این کشور را دنبال میکند. ترکیه امروز در همکاری تنگاتنگ با اسرائیل و برخی بازیگران فرامنطقهای، تلاش دارد خود را بهعنوان یک هژمون منطقه معرفی کند. در این میان، ایران بهعنوان مانعی جدی در مقابل این پروژه مطرح است و همین موضوع، دشمنی و مواضع تندتری از سوی آنکارا را رقم زده است.
اما رفتار و واکنش دستگاه دیپلماسی ایران یک شاهکار تأسفبار است که جای هیچ توجیهی ندارد. سخنگوی وزارت خارجه، درست پس از این اظهارات گستاخانه هاکان فیدان، در بیانیهای نهتنها کوچکترین اعتراضی به تهدیدات آشکار ترکیه نکرد، بلکه با لحنی دوستانه اعلام کرد: «جمهوری اسلامی ایران از هر روندی که موجب توقف تروریسم و تقویت امنیت در کشور همسایه ترکیه شود استقبال میکند.» چنین واکنشی، نهتنها از جنبه دیپلماتیک ضعف آشکار محسوب میشود، بلکه به نظر میرسد پیام اشتباهی به مقامات ترکیهای مخابره میکند که میتوانند هرگونه جسارت و فشار بر ایران را بدون هیچ هزینهای ادامه دهند.
اینکه چرا در سیاست خارجی ایران چنین نوعی از محافظهکاری دیده میشود، جای بحث جدی دارد. ترکیه سالهاست که بهعنوان یکی از پایگاههای اصلی فعالیت گروههای متخاصم با ایران عمل کرده و نهتنها حمایت خود از برخی گروههای تجزیهطلب را پنهان نمیکند، بلکه با استفاده ابزاری از موضوعاتی، چون بحران سوریه و عراق، آن را به فشاری آشکار بر تهران تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، اتخاذ موضع منفعلانه و حتی خوشبینانه به رفتار ترکیه، چیزی جز ضعف تلقی نمیشود.
برخی از کارشناسان معتقدند که انفعال ایران در واکنش به ترکیه از یک الگوی کلی در سالهای اخیر پیروی میکند؛ الگویی که به رغم همه شواهد مخالف، به نوعی نگاه خوشبینانه و اساسا منفعلانه به روابط با آنکارا متکی بوده است. اما پرسش اینجاست که مگر روابط ایران و ترکیه، از منظر بغداد و سوریه تا دریای مدیترانه، جز خصومت آشکار ترکیه علیه ایران چه چیزی برای کشور ما داشته است؟ اگر امروز مقامات ترکیه به خود اجازه میدهند که ایران را در رسانهای، چون الجزیره تهدید کنند، دیگر نباید شکی داشت که این سیاست مماشاتی بهطور مستقیم به تضعیف منافع ملی ایران در منطقه منجر شده است.
چنین به نظر میرسد که ترکیه برای سخنان وزیر خارجه خود و این جسارت آشکار، به چند دلیل حساب باز کرده است. نخست، متکی بودن به چالشهای داخلی ایران از جمله چالشهای اقتصادی و در نتیجه ضعیف نشان دادن آن در معادلات منطقهای. ترکها شاید این تصور را دارند که در سایه چالشهای اقتصادی و مسائل داخلی کشورمان، ایران از توانایی تمرکز بر روی مسائل منطقهای و به طور خاص مقابله در برابر ترکیه برخوردار نیست. دلیل دوم، نزدیکی دوباره ترکیه به شرکای غربی و بازیگران اسرائیلی است که ترکیه حالا با جسارت تمام از آنها بهرهبرداری میکند، گویی متحدی ثباتبخش برای این بازیگران شده است. سوم، فراموش کردن نقش ایران در ایستادگی در سوریه و کمک به شکست پروژه تروریسم در منطقه توسط ترکیه که حالا بهوضوح در حال بازنویسی نقش خود است و عملکرد تهران را علیه منافع خود میداند.
اینکه از سوی طرف ایرانی به این قضیه واکنش مناسبی دیده نشود، به همان اندازه ناامیدکننده است که از یک دیپلماسی ناآگاه و بیاثر انتظار میرود. نمیتوان پذیرفت که در شرایطی که وزیر خارجه ترکیه صریحا به ایران در رسانههای بینالمللی هشدار میدهد، تنها واکنش ما چیزی در حد عبارتهای کلی و بیخاصیت باشد. حتی اگر ملاحظات سیاسی و دیپلماتیک وجود داشته باشد، این وظیفه دستگاه دیپلماسی است که بهگونهای واکنش نشان دهد که پیام صریحی از هزینهبر بودن چنین ادعاهای ضدایرانی برای بازیگران منطقهای ارسال شود.
نکته دیگری که نباید از آن غفلت کرد، آثار و پیامدهای احتمالی چنین انفعالی در آینده است. اگر ایران به همین سیاست ادامه دهد و واکنشی قاطع به تهدیدات ترکیه نداشته باشد، بیشک آنکارا این موضوع را به مثابه چراغ سبزی برای وارد کردن فشارهای بیشتر علیه ایران تلقی خواهد کرد. از سوی دیگر، سایر بازیگران منطقهای نیز ممکن است چنین انفعالی را نشانهای از کاهش اثرگذاری ایران در معادلات منطقه قلمداد کنند و برای محدود کردن نقش تهران دست به اقدامات مشابه بزنند.
آنچه اکنون بیش از هر زمان دیگری روشن است، این است که سیاست ایران در قبال ترکیه نیازمند بازنگری جدی است. دستگاه دیپلماسی کشور باید به دور از هرگونه ملاحظات بیجا و محافظهکاریهای بیمنطق، گامهایی بردارد که ضمن حفظ روابط دوجانبه، خطوط قرمز ایران در حوزه امنیت ملی و منطقهای را بهطور شفاف و قاطعانه مشخص کند. چنین رفتارهایی نباید بدون پاسخ بماند، چرا که در غیر این صورت، تنها به گستاختر شدن بازیگرانی مانند ترکیه منجر خواهد شد و ایران را در منطقه منزویتر میکند. ترکیه اگرچه میتواند متحدی منطقهای باشد، اما به شرطی که قواعد بازی و احترام به منافع ایران را رعایت کند، نه آنکه چنین بیپروا تهدیداتی به زبان بیاورد.
source